Quotes
The way you give your name to others is a measure of how much you like and respect yourself
راه بیان اسمتان به دیگران مقیاسی از میزان علاقه و احترا م به خودتان است .
The more goals you set , the more goals you get
هرچه اهداف بیشتری داشته باشید و به اهداف بیشتری دست خواهید یافت
(Mark Hanson )
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:19  توسط بی نام
|
In the dog house
واست گرون تموم میشه
We are in the same boat
شرایتمون یکی است
Watch your mouth
حرف دهنت رو بفهم
Nick of time
دقیقه آخر اتفاق افتاد
Keep your nose clean
دنبال شر نگرد ، سرت تو لاک خودت باشه
Shake your leg
بجم ، عجله کن
Go over board
در پوست نگنجیدن
Like a dog with two tail
با دم گردو شکستن
Two left feet
دست و پا چلفتی
Have one over the eight
یه ذره شنگول می زنه
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:17  توسط بی نام
|
It Is Not Growing Like A Tree
It is not growing like a tree
In bulk, doth make man better be ;
Or standing long an oak, three hundred years ,
To fall a log at last, dry, bald and sere ;
A lily of a day
Is fairer far in May
Although is fall and die that night
It was the plant and flower of light
In small proportions we just beauties see ;
And in short measures, life may perfect be
(Ben Jonson )
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12:39  توسط بی نام
|
11. A different kettle of fish
این یک مقوله دیگه است
12. disappear into thin air
آب شده رفته زمین یا دود شده رفته هوا
13. drag your feet
دل به کار نمیده
14. at the drop of a hat
توی یک چشم به هم زدن
15. fight a losing battle
زور آخر رو زدن
16. follow one’s nose
راست شکمو گرفتن و رفتن جلو
17. follow in someone ‘s footsteps
پا رو پای دیگران گذاشتن
18. current price
به قیمت روز
19. as you say
بقول شما
20. dash off (away)
با عجله رفتن
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:54  توسط بی نام
|
رباعی از خیام به ترجمه مرحوم کریم امامی
آنان که کهن شدند اینها که نواند
هر یک به مراد خویش یک تک بدوند
این کهنه جهان به کس نماند باقی
رفتیم و رویم و دیگر آیند و روند
These who are new , and those who are old
Will run along for a furlong or two ,
But the old World does not remain faithful ;
We are going , we’re gone ; others follow ; so on and on .
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:25  توسط بی نام
|
1. To pass the buck
مسئولیتی را بر دوش دیگری انداختن
2. build bridges
پا در میانی کردن
3. take the bull by the horns
دست به کار شدن
4. play your cards right
هر چی که داشت رو کرد
5. carrot and stick
وعده الکی دادن ؛ سر بچه را شیره مالیدن
6. play cat and mouse
حالی به حالی ؛ گاهی خوب گاهی بد
7. when the chips are down
وقتی که اوضاع خیلی خراب است
8. come to grips
با مسئله ای کنار آمدن
9. a couch potato
تن پرور
10. dance attendance
غلام حلقه به دوش
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 22:12  توسط بی نام
|